الشيخ حسين المظاهري
102
اخلاق در خانه (فارسى)
مقدارى ماست داخل شيشه ريخته بود . شيشه را مىگذاشت وسط سفره و به بچههايش گفته بود كه نانتان را بزنيد به شيشه و نان و ماست بخوريد . يك روز مسافرت رفته بود اين شيشه را در جايى گذاشته و آن را قفل كرده بود . بچهها ديدند پدر نيامد . اين بچههاى بيچاره آمدند نان را به قفل بزنند و بخورند يك وقت پدر رسيد و چوب را به سر اينها كشيد كه يك روز نتوانستيد نان خالى بخوريد ! اگر زندگى از روى بخل باشد اين است . راستى آدم بخيل خيلى پست است . خواب از او گرفته مىشود ، راحتى از او گرفته مىشود . پس زندگى راحت چيست ؟ زندگى راحت آن است كه انسان مىخواهد يك غذائى مىخواهد بخورد داشته باشد يك مسكن داشته باشد ، پوشاك كافى داشته باشد . در روايت است پيغمبر اكرم ( صلىاللهعليهوآله ) با اصحاب مىرفتند . رسيدند به يك چوپان . از او شير خواستند نداد . حضرت فرمودند : خدا آنقدر به تو بدهد كه نتوانى حساب آن را بكنى . رسيدند به يك چوپان ديگرى درخواست شير كردندخيلى محترمانه به همه شير داد . حضرت فرمودند كه خدا به اندازهى كفاف به تو بدهد . اصحاب فرمودند : يا رسولالله ! آن دعاى اول كه بهتر از اين دها بود . فرمودند : نه . آن دعاى اول دردسرى بيش نيست . آنچه كه انسان مىتواند در اين دنيا به آن خوش باشد زندگى سادهى رفاهى بىغل و غش است ؛ زندگى بىدردسر است . اين زندگى آن است كه زن